شهرها و جهانی شدن
شهرها و جهانی شدن
نقل از ماهنامه راه و ساختمان شماره 17
اثر علمی بر شالوده آثار دیگران آفریده می شود. توجه اخیر به مقوله شهرهای جهانی مبتنی بر مطالعات بنیادین پیتر هال (1966) و جان فرید من و هم چنین ساسکیا ساسن (1991) است. پیترهال در کتابش درباره جهان شهرره ا که برای نخستین بار در (1966) منتشر شد توجه مردن را به برنامه ریزی و مدیریت کاربری زمین در شهرهای مهم و بزرگ معطوف کرد. از سوی دیگر جان فریدمن به شبکه جهانی شهرها اشاره کرد و در همین حال ساسکیا ساسن دو بعد جهان شهرها را بر شمرد: (1) مراکز سلطه و (2) صحنه های قطب بندی اجتماعی – فضایی. تا اوایل دهه 1990 شمار مطالعات مربوط به جهان شهرها افزایش یافت ولی دو مشخصه در این مطالعات آشکار را دیده می شد. نخست آن که در برخی مطالعات نام نیویورک، لندن و توکیو به عنوان جهان شهر دائماً تکرار می شد. و دوم، مطالعاتی دیگر وجود داشت که مجموعه عجیبی از شهرها از جمله بحرین و بیروت را در فهرست جهان شهرها قرار می داد. در هر دو گروه از این مطالعات شهرها نه بر مبنای دلیل و برهان براساس ادعا به عنوان جهان شهرها مشخص شده بودند. من این قضیه را پنهان کاری کثیف پژوهش های مربوط به جهان شهرها نامیده ام فقدان داده های شهری تطبیقی درست، علت اصلی این اهمال کاری در تفکر ادراکی و عقلی ماست.
مراکز سلطه جهانی
در چنین شرایطی بود که به همراه سه تن از دانشجویانم مقاله نوشتم که سعی در بررسی همین مشکل داشت یک سلسله داده های تطبیقی از جمله داده های بورس اوراق بهادار، ادارات مرکزی بانک ها و شرکت ها بزرگ و مهم را برگزیدیم. بر خلاف اکثر مطالعات انجام شده روند داده ها را در طول زمان بررسی کردیم تا به خطر سیر تغییرات دست یابیم در حالی که مطالعات ما موقعیت نیویورک، لندن و توکیو را مورد تاییدقراری داد وی داده های موجود از افت نسبی ارزان و رشد نسبی دیگر شهرهای اروپا خصوصاً پاریس و فرانکفورت حکایت داشت. اکنون، این یافته را به ترتیب ذیل به عنوان نظریه ارائه می کنم می توانیم دنیا را ساعتی با 24 تقسیم بندی تصویر کنیم. برای پوشش دادن تمامی 24 ساعت به سه جهان شهر نیاز داریم. یکی در اروپا در آسیا و دیگری در آمریکا با چرخش پوشش دنیا سه شهری که دارای موقعیتهای استراتژیک هستند می توانند جهان را 24 ساعت پوشش دهند. هنگامی که در توکیو شب شده در لندن صبح رسیده است و زمانی که فعالیت تجاری در لندن متوقف می شود ادامه می یابد و سپتامبر 2001 به لحاظ استیلای اقتصادی ایلات متحده تضمین شده است. موقعیت توکیو، د رحال حاضر از تضمین نسبی برخودار است چرا که ژاپن دومین قدرت اقتصادی دنیا محسوب می شود با این حال پیشرفت غیر مترقبه چین و کاهش اهمیت ژاپن، ممکن است زمینه رقابتی شدیدتری را میان توکیو، پکن و شانگهای در آینده فراهم سازد. البته امتیاز تمرکز بخش عمده فعالیت های تجاری در شانگهای است، به تدریج کم رنگ تر شود. در مقابل لندن پایتخت اقتصادی نسبتآً ضعیف در حاشیه اتحادیه اروپایی در حال برگ شدن است. آنچه که داده های ما نشان می دادند حاکی از رقابت بر سر تصادف جایگاه این جهان شهر مرکزی و اروپایی است. لندن هنوز استیلای خود را حفظ کرده و از نظر تولید خدمات از اغلب شهرهای جهان جلوتر است. اما پاریس و فرانکورت در دراز مدت با آن رقابت خواهند کرد. در این میان البته برلین سنگین ترین سکوت را اختیار کرده و به دلایل واضحی احتمالاً از المپیک 1936 تاکنون نقش یک جهان شهری صلح جو را ایفا نکرده است. در دراز مدت برلین تنها نامزد برجسته احراز مقام جهان شهر طراز اول اروپا خواهد بود.
شبکه شهری جهانی
درجه بندی عملکردهای سلطه جویی شهرها فعالیتی در خور توجه اما محدود می باشد این فهالیت موضوع بار اقتصادی شهرها را تا حدود برای ما روشن می کند. و همچنین پادزهری را برای نظریات محض مشخص را اشغال می کنند. بلکه بخشی از یک شبکه نیز محسوب می شود. براساس نظریه کاستلز در خصوص فضای جریان ها تحقیقات بسیاری به بررسی جریان ها در شبکه شهری جهانی معطوف شده است. سهم من و یک یاز همکارانم یونگ کیم، در این پژوهش ها تحقیق در خصوص جریانها مسافرین از طریق خطوط هوایی بود. داده های جریان را براساس جابجایی بیش از یکصد هزار نفر مسافر در هر دو جهت مسیر بررسی کردیم. روند کلی عبارت بود از تعمیق کانال های موجود جابه جایی دو منطقه آمریکایی شمال و کرانه اقیانوش آرام این مسئله مسئله ای جهانی نبود مثل خود جهانی شدن فرآیندی ناهمگون بود و قاره آفریقا تقریباً در آن دیده نمی شود. بررسی داده های جهانی بود. با این حال مقایسه مراکزی که در مقام های بعدی قرار داشتند تصویری از ارتباطات منطقه ای را آشکار می نمود. به عنوان مثال لس آنجلس علی رغم اعتراض های مکتب لس آنجلس کمتر جهان شهر محسوب می شود و بیشتر جهان شهر کرانه اقیانوس اقیانون آرام است، اما امستردام به وضوح یک جهان شهر اروپایی است. جالب توجه ترین الگو در بررسی شهر میانی دیده شد. داده ها، میامی دیده شد. داده ها، میامی را به وضوح به عنوان پایتخت آمریکای لاتین نشان
می دهد.
مراکز سلطه جهانی
در چنین شرایطی بود که به همراه سه تن از دانشجویانم مقاله ای نوشتم که سعی در بررسی همین مشکل داشت (Short,et al,1996). ی سلسله داده های تطبیقی از جمله داده های بورس اوراق بهادار، ادارات مرکزی بانک ها و شرکت های بزرگ و مهم را برگزیدیم. برخلاف اکثر مطالعات انجام شده، روند داده ها را در طول زمان بررسی کردیم تا به خط سیر تغییرات دست یابیم. در حالی که مطالعات ما موقعیت نیویورک، لندن و توکیو را مورد تأیید قرار می داد، ولی داده های موجود از افت نسبی لند و رشد نسبی دیگر شهرهای اروپا خصوصاً پاریس و فرانکفورت حکایت داشت. اکنون، این یافته را به ترتیب ذیل به عنوان نظریه ارائه می کنیم: می توانیم دنیا را ساعتی با 24 تقسیم بندی تصور کنیم. برای پوشش دادن تمامی 24 ساعت، به سه جهان شهر نیاز داریم. یکی در اروپا، یکی در آسیا و دیگری در آمریکا. با چرخش دنیا سه شهری که دارای موقعیت های استراتژیک هستند می توانند جهان را 24 ساعت پوشش دهند. هنگامی که در توکیو شب شده در لندن صبح رسیده است و زمانی که فعالیت تجاری در لندن متوقف می شود، نیویورک تازه فعالیتش شروع می شود و ادامه می یابد تا توکیو کارش را آغاز کند. موقعیت شهر نیویورک، به رغم حوادث یازدهم سپتامبر 2001، به لحاظ استیلای ابتصادی ایالات متحده متضمن شده است. موقعیت توکیو، در حال حاضر از تضمن نسبی برخوردار است چرا که ژاپن دومین قدرت اقتصادی دنیا محسوب می شود؛ با این حال، پیشرفت غیر مترقبه چین و کاهش اهمیت ژاپن دومین قدرت اقتصادی دنیا محسوب می شود، با این حال ، پیشرفت غیر مترقبه چین و کاهش اهمیت ژاپن، ممکن است زمینه رقابتی شدیدتری را میان توکیو، پکن و شانگهای در آینده فراهم سازد. البته امتیاز رقابتی چین ممکن است به واسطه تعهد مداوم دولت فعلی چین نسبت به پکن، در حالی که مقابل ، لندن، پایتخت اقتصادی نسبتاً ضعیف در حاشیه اتحادیه اروپایی در حال بزرگ شدن است. آنچه که داده های ما نشانمی دادند حاکی از رقابت بر سر تصاحب جایگاه این جهان شهر مرکزی و اروپایی است. لندن هنوز استیلای خود راحفظ کرده و از نظر تولید خدمات از غلب شهرهای جهان جلوتر است. اما پاریس و فرانکفورت در درازمدت با آن رقابت خواهند کرد. در این میانه البته برلین سینگین ترین سکوت را اختیار کرده و به دلایل واضحی احتمالاً از المپیک 1936 تاکنون نقش یک جهان شهری صلح جو را ایفا نکرده است. در درازمدت برلین تنها نامزد برجسته احراز مقام جهان شهر طراز اول اروپا خواهد بود.
شبکه شهری جهانی
درجه بندی عملکردهای سلطه جویی شهرها فعالیتی در خور توجه اما محدود می باشد. این فعالیت موضوع بار اقتصادی شهرها را تا حدودی برای ما روشن می کند همچنین پادزهری را برای نظریات محض مطالعات پیشین ارائه می نماید. در هر حال شهرها نه تنها سطوح مختلف سلسله مراتبی مشخص را اشغال می کنند، بلکه بخشی از یک شبکه نیز محسوب می شوند. براساس نظریه کاستلز در خصوص فضای جریان ها تحقیقات بسیاری به بررسی جریان ها در شبکه شهری جهانی معطوف شده است. سهم من و یکی از همکارانم یونگ کیم، در این پژوهش ها تحقیق در خصوص جریان های مسافرین از طریق خطوط هوایی بود (Short and Kim , 1999) . داده های جریان را براساس جابه جایی بیش از یکصد هزار نفر مسافر در هر دو جهت مسیر بررسی کردیم. روند کلی عبارت بود از تعمیق مسئله ای جهانی نبود، مثل خود جهانی شدن فرآیندی نا همگون بود و قاره آفریقا تقریباً در آن دیده نمی شد. بررسی داده های هر کدام از شهرها نکات بسیاری مشخص ساخت. مقام لندن به وضوح کانون جریان های هوایی حهانی بود. با این حال مقایسه مراکزی که در مقام های بعدی قرار داشتند تصویری از ارتباطات منطقه ای را آشکار می نمود. به عنوان مثال ، لس آنجلس، علی رغم اعتراض های مکتب لس آنجلس ، کمتر جهان شهر محسوب می شود و بیشتر جهان شهر کرانه اقیانوس آرام است، اما آمستردام به وضوح یک جهان شهر اروپایی است. جاب توجه ترین الگوی در بررسی شهر میامی دیده شد. داده ها، میامی را به وضوح به عنوان پایتخت آمریکای لاتین نشان می داد. میامی کمتر در ردیف یک از شهرهای آمریکای شمالی قرار می گیرد و بیشتر به عنوان یکی از شهرهای آمریکای لاتین شناخته می شود.
معرفی جهان شهرها
یکی از عناصر مهم در تحقیقات مربوطه به جهان شهرها شناسایی راهبردهای پراکنده در خصوص جهان شهرها و جهانی کردن شهرها بوده است. جهان شهرها توسط علائم، نشانه ها، آگهی ها و در میزبانی رویدادها معرفی می شوند. من در دو تحقیق ذخایر آگهی های شهری و تاکید آنها بر مزیت های اقتصادی و کیفیت شاخص ها زندگی را برشمرده ام اخیراً به شناسایی مجتمع های فرهنگی علاقه مند شده ام مجتمع هایی همچون گالری های هنری، مراکز موسیقی، رستوران های مخصوص اقوام مختلف و جشنواره ها که در موقعیت جهان شهرها نقش حیاتی دارند. چشم اندازها و دیدنی های شهری وجود دارد که برگیرنده رویدادهای عظیم جهانی و معماران مشهور است. بازی های المپیک، جام جهانی فوتبال و جشنواره های هنری و موسیقی به مشخصه تعیین کننده مقام جهان شهر تبدیل شده اند. جهان شهرها نقش بازی می کنند و دیدنی می شوند.
از جهان شهر تا دروازه شهر
یکی دیگر از ویژگی های مهم پژوهش مربوط به جهان شهرها، جست و جوی جهان شهری بودن است. بسیاری از مطا لعات به شناسایی این موضوع پرداخته اند که آیا این یا آن شهر یک جهان شهر محسوب می شود یا خیر؟ این تحقیقات اگر چه تا حدودی جالب توجه است، اما معمولاً تجزیه و تحلیل روابط بین شهرها و جهانی شدن را بر راس سلسله مراتب شهری متمرکز می کند. با وجود این، من همراه برخی همکارانم در مقاله ای جدید به این مسئله پرداختیم که این نوع تمرکز به نادیده انگلشتن عملکرد جهانی شدن در دیگر انواع شهرها از طریق آنها منجر می شود. در این مقاله ما در خصوص توسعه و گسترش ارتباط میان تحقیقات جهانی شدن / شهر فراتر از تمرکز محدود کننده این مقوله که کدام شهرها جهان شهر هستند به بحث و بررسی پرداختیم ما فارغ از اندازه گیری تجربی درجات «جهان شهر بودن» بدین قضیه پرداختیم که در نتیجه جهانی شدن در تک تک شهرها چه اتفاقی روی می دهد. با در نظر گرفتن شهرهایی که پایین تر از مرتبه نخستین قرار داشتند سعی کردیم درک خود را از پیوند میان جهانی شدن و شهر گسترده سازیم. در این ارتباط ما اصطلاح دروازه شهر را به کار گرفتیم. این اصطلاح را گرانت (1999) و گرانت و نیجمن (2000) از طریق کارشان در آفریقا و هند ساخته اید. اصطلاح دروازه شهر را برای اشاره به این واقعیت مورد استفاده قرار می دهیم که تقریباً همه شهرها می توانند به عنوان دروازه ای برای عبور و انتقال جهانی شدن اقتصادی فرهنگی و سیاسی عمل کنند.
تمرکز بر روی دروازه شهربه جای جهان شهر توجه ما را از این مسئله که کدام شهرها غالب می شود به این مسئله که چگونه شهرها از جهانی شدن متاثر می شوند مبذول می دارد. در این رابطه مجموعه ای از پژوهش های موردی تئوریزه شده را در خصوص شهرهایی چون بارسلون، پکن، هاوانا، پراگ، ساتل، سوفالز و سیدنی ارائه نمودیم.
شهرهای و جهانی شدن های دوباره
اکثر مقالات مربوط به جهانی شدن این پدیده را نسبتاً جدید و نوین عنوان می کنند. در جای دیگری من در خصوص وجود مجموعه ای از جهانی شدن های دوباره حداقل از قرن پانزدهم میلادی تا کنون به بحث و بررسی پرداخته ام جهانی شدن به صورت های مختلف رخ می دهد. مجموعه ای از جهانی شدن ها دوباره که از لحاظ شکل و شدت متفاوت هستند و در شهرها میراثی از شکل های ساخته شده و مجموعه های جدیدی از روابط اجتماعی ـ اقتصادی مبتنی بر قدرت باقی می گذارند. شهرها آن چنان جهانی نمی شوند زیرا دائماً در حا ل دوباره جهانی شدن هستند. این تصویر ساده نفوذ جهانی شدن در شهرهایی که پیش از این کاملاً فاقد ارتباطات جهانی بوده اند باید با تصویری پیچیده تر از اقتصادها و شهرهایی که در معرض در جات و اشکال مختلفی از جهانی شدن دوباره قرار گرفته اند جایگزین شود. تجدید نظر بر روی تاریخچه شهری به عنوان بخشی از یک شبکه شهری جهانی تر که به طور مداوم در جریان جهانی شدن دوباره است موضوعی مهم برای پژوهش محسوب می شود.
رقابت برای دست یابی به مقام دروازه شهر اصلی
بسیاری از کشورها از یک سلسله مراتب با ثبات شهری برخوردارند که در آن شهرهای خاص سالیان متمادی مقام نخست را به خود اختصاص داده است. در کشورهایی که دارای یک شهر پیشتاز هستند الگوی موجود بسیار روشن است اما در کشورهایی که چنین برتری واضح و چشمگیری دیده نمی شود مجال تغییر و رقابت وجود دارد. شهری که که در هر کشور بیشترین ارتباطات جهانی را دارد با گذشت زمان ممکن است تغییر کند. به عنوان مثال می توان گفت که در استرالیا شهر اصلی در طی سی سال گذشته از ملبورن به سیدنی تغییر یافته است. در آلمان برلین به سرعت به عنوان جهان شهر طراز اول در حال مطرح شدن است. از شهرهای مهم ثابت و یا در حال مثال های مختلفی می توان ارائه و تئوریزه کرد.
شهرها و نمایش های جهانی
گی دو بورد که عبارت «جامعه نمایشی» را ابداع کرد می گفت که نمایش ها محصول اصلی جامعه امروزی هستند کالایی کردن تجربه واقعی نمایش هایی غیر شخصی خلق می کند که مشاهده می شوند و نه تجربه مسلماً برخی از مهم ترین نمایش های جهانی در شهرها رخ می دهد بارزترین نمونه از رویدادهای عظیم جهانی بازی المپیک است که در سرتاسر جهان بینندگان تلویزیونی دارد و احتمالاً بهترین عرصه را برای یک شهر فراهم می اورد تا ادعای مقام جهانی بودن را بکند. این قبیل رویدادها، خصوصاً بازی های المپیک با فراهم آوردن فرصتی استثنایی برای شهر میزبان به منظور معرفی خود به جهان نمایش رسانه ای بس نظیری خلق می نماید که تمرکزش بریک محیط شهری متمایز است. وعده مطرح شدن در سرتاسر جهان و منافع اقتصادی حاصل میزبانی این برنامه های ورزشی بزرگ و مستمر را به هدفی پر منفعت برای شهرهای جویای نام در سرتاسر دنیا تبدیل کرده است. بررسی تاثیرات و پیامدهای ارائه در خواست و تلاشش برای برگزاری بازی های المپیک تابستانی و همچنین میزبانی این بازی ها فرصتی مناسب را به منظور ایجاد ارتباط میان دانش موجود در مورد جهانی کردن شهرها و رویدادهای عظیم و برنامه های دیدینی شهری در ا ختیار ما قرار می دهد.
رژیم های شهری
یک رژیم شهری توافقی رسمی و غیر رسمی است که از طریق آن منافع ارگان های دولتی و بخش خصوصی در کنار یکدیگر قرار می گیرد تا بتوانند تصمیمات مدیریتی را اتخاذ و اعمال نمایند. رژیم هایی شهری روابط بین شهرها و اقتصادی جهانی را تنظیم می کنند بازسازی نظریه های رژیم شهری به منظور توجیه تاثیرات جهانی شدن حائز اهمیت است. این مسئله که جهانی شدن فرهنگی تا چه حد به توزیع یکدست تر ارزش های دموکراتیک کمک می کند یا تا چه حد حکومت های کنترل کننده را تشویق می نماید تا بیش از پیش مقرراتی را بر زندگی شهروندانشان تحمیل کنند باید به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد. تشخیص نقش رژیم های شهری در تنظیم ساختارهای محلی به درک ما از این مسئله که چگونه نیروهای محلی و جهانی با یکدیگر تعامل می کنند یاری می رساند به عنوان مثال نقش مدیریت سیاسی در شهر با ظهور شهر کارآفرین تغییر شکل یافته است. رژیم های شهری به تولید در آمد مستقیم و مختلف بخش های مشارکت های عمومی و خصوصی علاقه مند شده اند و شهرها به سیاست حداکثر سازی رشد و درآمد بیش از باز توزیع آنها توجه نشان داده اند هم چنان که دولت های مرکزی به برنامه خصوصی سازی و انصراف از ارائه خدمات عمومی ادامه می دهند شهرها از لحاظ به حداکثر رساندن تولید در آمد چگونه جایگاهی متفاوت می یابند و پیامدهای این امر بر هزینه های اجتماعی چیست؟
جهانی شدن و زندگی روزمره
جهانی شدن نهادها و ساختارهای جامعه از شرکت های چند ملیتی گرفته تا طیفی از فرصت ها و شیوه های زندگی افراد گوناگون را تحت تاثیر قرار می دهد. آنان که در جهان شهرها زندگی می کنند به طور قطع هر روز با تجربه ای جهانی رو به رشد مواجه می شوند اما با روی دادن فرایندهای جهانی ساز آنان در شهرهای کوچک تر زندگی می کنند هم در زندگی روزمره خود با تفاوت ها و تغییراتی مواجه می شوند یقیناً فرآیند جهانی شدن در توضیح عوامل سببی بسیاری که در تحولات اجتماعی نقش دارند ناکامی است، اما معیارها و فضاهای زندگی روزمره در زمره آن حوزه هایی است که جهانی شدن بدان ها می پردازد.
جهانی شدن به عنوان مجموعه ای از فرآیندها در زندگی های محلی هم فرصت های تازه و هم مشکلات تازه به وجود می آورد. در مراجعه به تحلیلی از جهانی شدن بر حسب دگرگونی معیارها و فضاها، ممکن است بپرسیم که چگونه افراد به بازسازی فضاهای زندگی خود می پردازند و فضاهای زندگی آنها به نوبه خود چگونه افراد به واسطه فرآیند جهانی شدن در حال متحول شدن هستند. فن آوری های جهانی شدن ممکن است برای مردمی که از آنان سلب قدرت و اختیار شده یا آنان که به حاشیه رانده شده اند امکان تعامل در فضاهایی گسترده تر یا متنوع تر را فراهم آورد. همچنین ممکن است که جهانی شدن فرصتی را در اختیار مرد م شهرهای کوچک که پیش از این منزوی بوده اند قرار دهد تا به عنوان بخشی از یک شرکت عطیم و گسترده در این فرآیند کار کنند و به حقوق و مزایای بیشتری دست یابند معهذا با تغییر مرزها فرصتها ممکن است از افراد گرفته شود و بازیگران جدید قدرتمند قدرت ممکن است به آنچه که پیش از این فضاهای محلی بوده است دسترسی پیدا کنند. توقف فعالیت های کوچک متعلق به افراد محلی و عدم توانایی مزارع خانوادگی برای ادامه حیات را می توان با مسئله جذب شهرها در بازارهایی که روز به روز بیشتر مرتبط دانست.
جهانی شدن همچنین بر میزان کنترل مردم محلی یا شهروندان بر هویت مکان های زندگیشان تاثیر می گذارد. تغییرات معیارها و فضاهای مربوط به جهانی شدن یا تغییراتی در روابط قدرت و در فرصت های اقتصادی همراه است و این تغییرات می تواند به روش های بسیار مختلفی در زندگی افراد تجلی یابند. پژوهش های مربوط به جهان شهرها با ساختار سنتی ارتباط میان فرآیندهای جهانی و زندگی محلی را نادیده انگاشته اند و اگر بخواهیم بدانیم که چگونه گروههای مختلف مردم به شیوه های مختلف سرتاسر جهان به زندگی خود ادامه می دهند، باید میان ماهیت کلی بیشتر پژوهش های مربوط به جهان شهرها و مدارک مستند و غنی قوم نگاری ها شهری ارتباط برقرار کنیم.
فرهنگ شهری
شهر فرهنگی , فرهنگ شهری
رشد شهر نشینی و صنعتی شدن جوامع شهری و فرهنگ جامعه را به سرعت از اعتقادها وآداب و سنن دور کرد و تمایل به زندگی امروزی و استفاده از رفاه و ارزشهای مادی به نوعی ارزش اجتماعی تبدیل شد به گونه ای که رشد تجملات و تزئینات در سیمای شهر وخانه ها از همیشه نمایان تر شد و جامعه ها را از پایبندی به یکدیگر و مناسبات خانوادگی وخویشاوندی دور کرد .
در جوامع سنتی و روابط اجتماعی به هم پیوسته بود و باور های مشترک و مشخصی وجودداشت و افراد همدیگر را می شناختند و اعتماد میان افراد بیشتر بود و روابط اجتماعی براساس آشنایی های دراز مدت و دوستی و مناسبات فامیلی و خانوادگی استوار و پایدار بود .
ولی جوامع بزرگ شهری امروز به خاطر وجود شرایطی خاص ، فرصتی برای شناختن افرادنگذاشته است . افراد به جای خانه و محیط زندگی در محیط کار با افراد بسیاری روابطبرقرار می کنند و اما به دلیل شغلهای متفاوت و موقعیت اجتماعی افراد و روابط با روابطسنتی متفاوت است که در این ارتباط بیشتر به جای وجود علایق و احساسات ، غلبه باموقعیت اجتماعی افراد است .
در شهر های بزرگ تحرک اجتماعی و تغییر پایگاه طبقاتی به راحتی صورت می گیرد و ضمنآنکه نامتجانس بودن فرهنگ شهری بیشتر مواقع ، سازمان شکنی اجتماعی و تغییر ساختارسنتی را به همراه دارد . این موضوع بیشتر ناشی از تراکم بالای جمعیت و وجود فرهنگ هایگوناگون و رنگ باختن برخی از آنها و اختلاط با هویت شهری و گسترش منطقه های حاشیهنشین و در نتیجه ایجاد فاصله میان قشرهای مختلف در این جوامع است . امروزه شهرهابیگانگی را در انسان ها تقویت می کنند و احساس تنهایی و جدایی و تمایل به تنهایی را درمیان طبقات مختلف جامعه رشد می دهند .
وجود معضل های بزرگ شهری مانند ترافیک های سنگین و گسترده و بیکاری و کمبود و یاگرانی مسکن و گسترش جرم و جنایت و آلودگی های زیست محیطی و فرهنگی علاوه برگسترش زمینه های بی اعتمادی میان انسانها این احساس را در شهرنشینان ایجاد می کند کهشاید مسئولان شهری قادر به اداره شهر نیستند و این امر در پاره ای مواقع میل به قانونگریزی را در جامعه دامن می زند و جلوگیری از این کار نیازمند برنامه ریزی های فرهنگیو ایجاد بستر فعالیت های سالم و سازگار از سوی مدیران و مسئولان است .
مدیریت فرهنگی نیاز ضروری
در این چند سال افزایش جمعیت و گسترش ترافیک و آلودگی های زیست محیطیو
کمبود و گرانی مسکن ذهن بسیاری از برنامه ریزان شهری و مدیران اجرایی شهر را بیشاز پیش به خود مشغول کرده بود و جلسه های بسیاری هم برای حل آنها تشکیل شده ومی شود , ولی همه اینها بیشتر با فیزیک و ظاهر شهرها در ارتباط است و ضمن اینکههنوز پاسخ منطقی و مناسب برای این مسائل پیشنهاد نشده است ولی آنچه فراموش شدهنیازهای فرهنگی و رسیدگی به آرمان ها و خواست های درونی جامعه است .
هر شهری در کنار ساخت فضاها و کالبد شهر و نیازمند برقراری روابط معقول بین محیط طبیعی و فیزیکی با وضع اجتماعی و فرهنگی است . به طور معمول در کلانشهر ها وشهر های بزرگ , ریشه بسیاری از بحران های بزرگ و زنجیره ای را باید در ضعف فرهنگ بومی و محله ای دنبال کرد .
در شهر هایی که زندگی ماشینی و روابط مجازی غربی , فروشگاههای بزرگ , مراکزفروش دور از منزل و نبود یا کمبود فضاها و عرصه های عمومی در محدوده محله ها ونواحی , منجر به از بین رفتن روابط محله ای و منطقه ای شده است , خصوصی شدناوقات فراقت , گذراندن زمان زیاد در منزل , کاهش ارتباط میان همسایگان , نبود زمانو فرصت کافی برای تخلیه فشارهای ناشی از مشکلات زندگی روزانه و مانند اینهاگسترش یافته و بر ایجاد و تشدید بحران های شهری موثر واقع شده است .
ضمن آنکه بی توجهی و آگاهی نداشتن حکومت های محلی یا همان شهرداری ها به
مسائل اجتماعی و فرهنگی روز زمینه را برای افزایش این بحران ها ونابسامانیهای
شهری هموار کرده است . این امر دلیل محکمی بر نیاز ضروری شهر ها بهمدیریتکامل و جامع شهری در همه مسائل بویژه مسائل فرهنگی و اجتماعی است .
هر چند وظایف شهرداری ها برای ما بیشتر در ظاهر شهر ها خلاصه و نمود داشته است ,اما وظایف دیگری هم بر عهده شهرداری ها قرار دارد و حمایت از نهاد های متولیفعالیت های هنری , سرگرم کننده , تفریحات جمعی , شهری و نظایر آنها ، حمایت وتقویت فعالیت های فرهنگی و اجتماعی از آن جمله است .
در طول سه چهار سال گذشته توجهاتی به خرده فرهنگ های موجود در شهر بویژه درمحله ها شده است , اما باید گفت که بی توجهی به این خرده فرهنگ ها و تلاش نکردنبرای بالابردن کیفیت شاخص های فرهنگی موجب شده برنامه های فرهنگی به نتیجه نرسد. در کنار همه این موارد وقتی فضاهای فرهنگی ایجاد می شود توجه به دو نکته ضروری است :
1- شرایط جغرافیایی و بومی محله
2- توجه به نیاز منطقه با در نظر گرفتن استاندارد های موجود
· اصلاح فرهنگ شهری راه حل بحران ها
برنامه ریزی شهرها نیازمند ایجاد هماهنگی میان دستگاههای تصمیم گیرنده در حوزه فرهنگی و اجتماعی است یعنی شهرداری ها , وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی , وزارت مسکن و شهرسازی , صدا و سیما , سازمان میراث فرهنگی , سازمان تربیت بدنی وبرخی دیگر از دستگاهها که هر کدام به گونه ای دارای تجربیاتی در برنامه های فرهنگی , اجتماعی و تفریحی هستند . البته لازمه حل مسائل شهری و بحران ها اصلاح رفتار شهروندان و وجود فرهنگ مناسب شهرنشینی است.دو مقوله ای که پایه و اساس پایداری و دوام هر شهر است .
فرهنگ در اینجا شامل موضوع های اجتماعی , هنری , ورزش همگانی , محیط زیست ,محصولات فرهنگی , صوتی تصویری و خدمات آموزشی است . در چارچوب این حرکت , ایجاد تعادل , تناسب و هماهنگی در برنامه ریزی های کلان شهری ضروری است و همه اجزای شهر باید با در نظر گرفتن نقش فرهنگ در مناسبت های اجتماعی شهر , تاسیسات شهری , نظام حمل و نقل و کالبد شهر و کاربری های شهری سعی کنند تعادل لازم را بوجود آورند .
تبیین و تعیین مبانی فرهنگ شهر نشینی برای همه مردم بویژه قشر جوان و نوجوان ,برقراری زمینه مناسب برای رشد و اعتلای این فرهنگ و ارتقا و اصلاح فرهنگ همگانی با تکیه بر مساجد و محله های شهر – که پایگاه اصلی فعالیت های فرهنگی و آموزشیشهری است – گامی موثر در دستیابی به شهر فرهنگی است .
البته ناگفته نماند ایجاد توسعه فضاهای فرهنگی مانند فرهنگسراها , خانه های فرهنگ ,کتابخانه های عمومی و تخصصی , نگار خانه ها , موزه ها و بنا های فرهنگی به فراخورجمعیت محله ها و منطقه های شهری در حوزه فعالیت ها و برنامه های شهرداری هاست .
فقر فرهنگ شهر نشینی
سالهاست که مسائل و مشکلات شهر و شهر نشینی از دغدغه های اساسی مدیریت شهری ، کارشناسان و طراحان شهری بوده و همچنان نیز از محور های اساسی طراحی شهری برطرف کردن این معضلات است.
زیبایی شهر ها ، هماهنگی اجزای تشکیل دهنده آن ، کارایی مناسب آنها، امکان استفاده شهروندان از عناصر شهری از بعد منظر ، رفاه و کارایی از مهمترین عوامل شهری است.راحتی و آسایش شهروندان در شهر تهران که حاصل سالها رشد و نمودر مسیر نا موزون ،بدون توجه به روابط منطقی بین اجزای آن است به دلیل اینکه خطرات ایجاد شده در آن بیش از امنیت آن است میسر نمیشود.
البته در سالهای اخیر سعی شده است تا این تعادل بیشتر به سمت آسایش و امنیت سوق پیدا کند، که نتیجه نتایج پایدار و گسترده ای به دنبال نداشته است، از این رو در این کلاف تو در تو و سردر گم باید سعی کرد از زاویه دیگری به مسئله نگاه کرد.
ما اکنون شهری داریم با مسائل و مشکلات بسیار که چه بخواهیم و چه نخواهیم در آن باید زندگی کنیم در واقع ما وارث معضلاتی هستیم که خود بر خود تحمیل نموده ایم و گریزی از آن نیست. و تنها با همکاری و همیاری و تعاون و تعامل باید سعی در اصلاح ان داشته باشیم و در واقع باری بیش از آنچه هست برآن میفزاییم.
در تمام این مسائل جای خالی موضوعی که خود را در پس واژه فرهنگ شهر نشینی پنهان کرده ، به خوبی احساس میشود.
کمبود مسیر های پیاده ، کمبود عرض ناهموار ی کلی معابر( سواره و پیاده)، عدم روشنایی مسیر ها ... معلولین و سالمندان که نمیدانم به کدامین گناه نکرده جز کلمات نادیده یا بهتر بگویم فراموش شده واژه ی شهر هستند ... و هزاران مسئله دیگر نگفته ، که به این موضوع ارتباط مستقیم دارد ، از جمله این مسائل است ، از سوی دیگر میدانیم که ترمیم و اصلاح کمبود ها و نواقص اشاره شده ، هزینه هایی به دنبال دارد که باید متحمل شد و پرداخت شود که از آن گریزی نیست.
عبور از عرض خیابانها باید تنها از تقاطع ها و محل خط کشی عابر پیاده صورت بگیرد و عبور از بزرگراهها نیز به طور کلی غیر قانونی است و مخاطره آمیز.لذا استفاده از زیر گذر و رو گذر به طور اکید و جدی لازم است. در کشور ما و به خصوص در کلان شهر ها کم توجهی به قوانین و مقررات شهری از سوی شهروندان کاملا عادی شده و علیرغم صرف هزینه های بسیار برای تبلیغ در خصوص آموزش همگانی ، از سوی نیروهای انتظامی، راهنمایی و رانندگی و رسانه های جمعی همچنان رعایت نمیشود.
با نگاهی به عملکرد شهرداری ها و هزینه های صرف شده جهت جلوگیری از تخلف شهروندان ( پیاده و سواره) به این اصل می رسیم که چنانچه فرهنگ شهرنشینی و شهروندی خود را با تمام مشکلات شهری موجود بالا برده و تقویت کنیم، قادر خواهیم بود تا این مبالغ هنگفت را در جای خود هزینه کنیم تا معضلات موجود به حداقل خود برسد و شاهد شهری زیبا و عاری از آهن کشی و بتن کاری های معابر و غول سیمانی حاکم بر شهر باشیم.
بر گرفته از روزنامه ایران